هر درودى ، بدرودى در پی دارد و هر آغازى مقدمه يك انجام است. مى توان كارى را چنان ادامه داد تا زندگى ، ما را
از عرصه آن کار ، خارج كند؛ يا آنكه می توان داوطلبانه ، در دوره اختيار و اقتدار از آن كار كنار كشيد. به زعم ما
صورت دوم ، زیباتر و باشکوه تر جلوه گر گردید؛ و اکنون تصمیم گرفتیم برویم ، دل بکنیم و دل مبندیم ... آنچه معقول
و مبرهن است آنست که در پایان ، تعریفی فارغ از اصطلاحات و تعصبات و مقرون به حقیقت ، از خود ارائه کنیم و
بیراهه نرویم و ننویسیم.
سال 1384 پیشنهاد راه اندازی وبلاگ دانشجویان فلسفه ، با حمایت تعدادی از دوستان روبرو شد که به تدریج اینجانب
آنرا طراحی نموده و کار کلید خورد. شاید بتوان گفت نخستین و مهمترین هدف جمعی ما از ایجاد این وبلاگ ، به نوعی
فرهنگ آشنایی با فلسفه و فراگیری حکمت در کشور بود؛ گرچه به خوبی می دانستیم در این دنیای مجازی ساختن یک
بلاگ آنهم با امکانات محدود ، نتیجه ای چندان موثر ، جامع و فراگیری نخواهد داشت؛ بعلاوه اینکه حتی احتمال
فعالیت موقت و منحل شدن آن در آینده نزدیک ، برایمان دور از انتظار نبود؛ ولی با این وجود ، خواستیم به آن غایت
جمعی ، ولو بطور اجمال و اختصار واصل شویم. پس همچنان بسوی راهی که برگزیدیم حرکت کردیم. پس از گذشت
چند ماه ، از گوشه و کنار خبر رسید که راه اندازی وبلاگ دانشجویان فلسفه دانشگاه قم توسط رسانه ها و روزنامه های
رسمی مورد تشویق و تحسین قرار گرفته ، که این بازتاب خبری و حمایت رسانه ای ، از یک جهت سبب مسرت و از
جهات دیگر سبب تداوم فعالیت و به بار کشیدن مسئولیتها شد.
بهتر است بگوییم به مرور زمان ، وبلاگ کوچک دانشجویان فلسفه مشکلات فراوانی را در پی داشت و تنها با یک
مدیر ، شرایط سختی را پشت سر گذاشت. استمرار بروز رسانی مداوم ، آنهم قریب به 4 سال بدون همکار ، تأمین
خدمات و امکانات ، کار ساده ای به نظر نمی رسد؛ علی الخصوص هنگامیکه افزون بر خواسته های اطرافیان و
علاقمندان داخلی ، هموطنان خارجی را نیز کنار خود احساس کرده و آمار بازدید ، ایمیل و پرسشهایی که از دانش
فلسفه ، کتب ، منابع و دروس دانشگاهی آن دریافت می شد به مراتب بر سختی کار مدیرش افزود؛ یعنی با مسائلی
مواجه شدیم که خلاف آن چیزی بود که فکر می کردیم؛ به حدی که پیشنهاد خرید امتیاز این وبلاگ از اینجانب نیز سر
زبانها افتاد. با اینهمه تصمیم گرفتیم باز هم مداومت کرده و کاری هرچند کوچک ، کمکی هرچند کم و گامی هرچند
کوتاه برای خانواده فلسفه و علاقمندانش برداریم ، پس همچنان به درج مطالب و مقالات موضوعی و متنوع مبادرت
کردیم و گزارشات انجمن علمی و گروه را بطور مستمر در این وب انتشار دادیم؛ که از دید اینجانب همگی بیانگر
موفقیت در رسالت ، شاهد مدعا و گامی فراتر از غایت آغازین ما بود؛

به فضل خدا و با یاری او ، به آنچه خواستیم جامه عمل پوشاندیم و با تمام دغدغه ها و دلبستگی ها ، یادگار ارزشمندی
از دوران دانشجویی خود به جای گذاشتیم. از اینکه بعنوان نخستین وبلاگ دانشجویی فلسفه بطور متمادی ایستادیم ،
خوشحالیم؛ و از اینکه توانستیم در مسیر پر پیچ و خم اما سبز فلسفه ، خانه ای خشتی بسازیم که جایگاه تفکر و تدبر ،
تحقیق و تتبع و تعلیل و تحلیل علمی قرار گیرد به خود می بالیم. طبیعتا انجمن های دانشجویی هم همیشه از تودیع و
معارفه ها خالی نیست ، ولی در مجموع پشتکار و انگیزه اعضا را کم و بیش بهمراه دارد. اگر بگوئیم ما آنرا با
خستگی ، بی مهری ، توقعات فردی و نامهربانی های کثیری سپری کردیم ، چندان بیراه نگفته ایم؛ اما همه را به فال
نیک گرفته و به جان خریدیم و امید داریم با تدابیر و تغییرات جدید ، شاهد موفقیت های انجمن فلسفه دانشگاه قم باشیم.
بهر تقدیر برای دوستانی که آینده این بلاگ را بعهده گرفتند نیز آرزوی توفیق داریم و پیشاپیش دستشان را صمیمانه می
فشاریم؛ انتظار داریم با روحیه ای مضاعف ، مشفقانه و منصفانه مسئولیت بپذیرند و با مهارت و صلابت فعالیت
نمایند؛ و در غیاب پایه گذاران این وب ، از مروجان و مسببان افتخار آفرین برای دانشجویان و دانش آموختگان
فلسفه و حکمت باشند.
در طی این مدت ، از کلیه عزیزانی که با نقد و نظرشان به حقیر اظهار محبت مى كردند و مى كنند صميمانه تشكر مى
كنم و از همراهانی که ذیل این وب ، نامشان برده شده بسیار سپاسگزارم؛ از جانب خود و همه همکاران از اساتید ،
دوستان و دانشجویان حلالیت می طلبم و اميدوارم همگی حالا و هميشه ، ما را از دعاى خير فراموش نكنند. همچنین
شایسته است به یاد دانشجوی فقید فلسفه خانم زهرا موسوی نژاد فاتحه ای بخوانیم؛ چراکه ایشان دیگر در جمع
دانشجویان نیست ولی یادش برای أهالی فلسفه همواره باقیست؛ برایش رحمت و رضوان الهی را خواستاریم و یادش را
گرامی می داریم.
کـلام آخـر